قسم خوردن در اقوام لر
قسم، در میان لُرها از قداست خاصی برخوردار است و هیچکس بدون عذر حق این کار را ندارد. شخص فقط و فقط وقتی می تواند قسم بخورد که درمهلکه ای گیر کرده باشد و پای آبرویش در میان باشد یا اینکه بخواهد بی گناهی را تبرئه کند. کسی هم که از روی ناچاری متوسل به قسم می شود حق آوردن اسم ائمه را ندارد، مگر در موقعیت های بسیار بسیار خطیر بلکه باید از مقدسات قومی مایه بگذارد.
در میان لُرها چیزهایی مقدس است که در میان سایر اقوام چنین نیست و هر فرد اگر برای تبرئه خویش یا اثبات کلام حقش ناچار بود در وهله اول به اینها قسم می خورد. یکی از قسم ها قسم به نان و نمک است. این قسم را وقتی می خورند که طرفین سر یک سفره نشسته و مشغول غذا خوردن باشند. نان و نمک یا هم سفرگی برای لرها تقدس بسیار دارد، طوری که اگر شخصی( ولو غریبه ) یکبار مهمان آنها شد و سر سفره آنها نشست، از حمایت آن طایفه چه مالی یا جانی و ... برخوردار می شود( در قدیم که بین عشایر گاه جنگ و گریز می شد این کار خیلی ارزش داشت).
مثلا شخص سر سفره نشسته، با سه انگشتش چند دانه برنج برمی دارد و می گوید: " به این دانه بی شمار قسم ". یا تکه ای نان بر می دارد و می گوید : به این نمک مرتضی علی(ع) قسم. وقتی به نان و نمک قسم یاد می شود یعنی حق همان است که گفته شد و طرف مقابل هر چند استدلالش قوی باشد از مطلبش صرف نظر می کند.
یکی از دیگر مقدسات لرها برخی غذاهاست. مثل شیر برنج( فرنی). در عقیده لرها شیربرنج غذای خاص ائمه و اولیاء است که گاه خداوند برایشان از بهشت نازل می کرده. قسم خوردن برای شیر برنج چنین است: شخص با انگشت روی شیر برنج خطی می کشد و می گوید " به این نمک بی بی فاطمه زهرا(س) قسم " . یعنی شخص به هیچ وجه اسم خود حضرت را نمی آورد بلکه به نمک سفره او قسم می خورد.
قسم دیگر لرها که فوق العاده رویش حساب باز می کنند در مواقعی خورده می شود که قضیه خیلی خیلی حساس باشد. مثل مواقعی که شخص (که از دست دشمنانش فراری است) به خانه کسی پناه می آورد، شخص میزیان باید قسم بخورد که او را لو نمی دهد. این قسم اینطور ادا می شود : " به شمشیر حضرت عباس(ع) قسم که از تو حفاظت می کنم ". حضرت عباس(ع) در میان لرها از قداستی بسیار خاص برخوردار است، کسی که به ایشان قسم می خورد از اتهام قتل هم معاف می شود گاهی. لرها اعتقاد دارند که هر کس این قسم را به دروغ بخورد حضرت عباس(ع) او را با ضربه شمشیری به کمر خواهد کشت.
روزی پدر بزرگم برایم داستانی نقل کرد که خیلی برایم تعجب بود. می گفت در زمان رضا خان یکی از اهالی ایل شان یاغی بود و از دست حکومت فراری. شبی به خانه فردی ازدوستانش پناه می برد و میزبان قسم می خورد به شمشیر حضرت عباس که او را لو ندهد. اماّ صاحبخانه به طمع جایزه، شبانه به ژاندارمری محل رفته و او را لو می دهد و باعث قتل مهمان می شود. پدر بزرگم نقل کرد که شب بعد از مرگ مقتول، صاحب خانه در خانه اش با ضربه شمشیری که به کمرش خورده بود به قتل رسیده بود. از این داستانها بسیار که شاهدان عینی ان را نقل کرده اند.
قسم دیگر لرها که برای مالکیت چیزی به کار می رود باز توسل به سقای کربلاست. مثل شخص باری از اجناس گران قیمت دارد یا باغ میوه ای دارد که بیم دارد کسی به آن دستبرد بزند. او برای عدم این کار سه تیکه سنگ متوسط اندازه را روی هم می چیند، که لُرها به آن " کَرّه( karre) حضرت عباس(ع) " می گویند. این علامت بالای سر اموال به این معنی است که حضرت عباس(ع) از این اموال حفاظت می کند و شخص متجاوز و بی توجه به این نشان قطعا در دنیا مجازات می شود توسط حضرت. این علامت را بسیار دیده ام، بسیار کم شده که کسی به آن بی اعتنایی کند، سر هر باغی، زمینی، خانه ای که در و پیکر درست ندارد وقتی این علامت نهاده شده باشد هیچ کس به آن تعدی نمی کند.
از دیگر مقدسات ( به معنی احترام نهادن، نه روحانی بودن آن شیی) در میان لرها آتش است. تقدس آتش در میان لرها از پیشینه تاریخی قبل از اسلام سرچشمه می گیرد. طبق تحقیقات تاریخی بیش از نیمی از آتشکده های مقدس ایران باستان درنواحی فارس و مناطق لر نشین قرار داشته که بقایای آن هنوز بسیار است. در زمان نه چندان دورتر وقتی دختری ازخانواده ازدواج می کرد و به خانه بخت می رفت، برای بار آخر وارد خانه پدر می شد و دور آتش و اجاق خانه طواف می کرد سپس خم می شد و خاکستر آن آتش را می بوسید ( این کار سمبل حرمت پدر است، دختر با این کار به پدر می گوید که قددان آتشی که بر آن مرا آب و نان دادی هستم و به ان وفادارم ).
قسمی که برای آتش می خورند این است " به این اجاق قسم " یا اگر شخص مشغول قلیان کشیدن است، دستش را به طرف ذغال قلیان می برد و می گوید " به این شاه شیرین کام قسم " .
از این آداب و رسوم در میان هر قومی به نحوی هست و در میان لرها خاص تر. لرها به عهد و پیمان، هم سفره شدن، برادی و دوستی بسیار حرمت قائلند. اگر کسی برای آنها قسم می خورد فوری شخص را باور می کردند و البته بسیار از این خصیصه لرها سوء استفاده می کردند و برخلاف پیمان صلحی که با آنها بسته بودند شبانه آنها را قتل عام می نمودند.
در زمان قاجار و پهلوی لرها بیش از زمان های قبل با حکومت درگیر بودند (جنگ های مشهور اهالی دشتسان، جنگ جورق – علیه نادر شاه افشار- ، جنگ تنگ تامردای – علیه رضا خان پهلوی- و جنگ علیه شاه سلطان حسین صفوی و ... که درکتابهای تاریخی به آن به طور مفصل پرداخته شده) .
اصولا لرها تمکین کردن به حاکم ظالم را نوعی بزدلی و خفت می شماردند، برای همین امر به آنها مالیات نمی دادند و سعی می کردند منطقه ای خودمختار در جنوب داشته باشند. برای همین امر در زمان قاجار و پهلوی مناطق لر نشین کشور (فارس و بویراحمد و قسمت هایی ازبوشهر مثل دشتستان) مورد حملات نظامی سهمگین چنید لشکر قرار می گرفتند.
مناطق لر نشین کشور تنها مناطق جغرافیایی است که هیچگاه اشغال نشد و زنانشان هیچگاه توسط دشمن بی حرمت نشدند. از هلاکوخان مغول گرفته تا انگلیسی ها به این مناطق حملات سنگین کردند امّا هرگز موفق به اشغال آن مناطق نشدند. گاها اگر اشغالگران موفق به فتح روستایی می شدند، مردم آن تا حد مرگ می جنگیدند و هرگز تسلیم نمی شدند و وقتی همه مردان کشته می شدند زنان هیچگاه ننگ اسیری و کنیزی و بی عفتی را به پیشانی نمی نهادند، بلکه دسته جمعی دست به خودکشی می زدند. خودکشی زن ها یک سنت د رمیان لرها بوده. ( زنان روستای قلعه گلاب ممسنی بعد از اینکه محمد شاه قاجار مردانشان را کشت خودشان را از بلندی کوه به درون رودخانه پرت و به طور دسته جمعی خودکشی نمودند در بسیاری از کتب تاریخی نقل شده است. در زمان نادر شاه افشار نیز عین این واقعه تکرار شده. کتاب فارسنامه ناصری به برخی از آنها پرداخته ).
وقتی نزاع بین حکومت و ایلات به نحوی پایان می بست لرها بنا به اعتقادشان وقتی به دشمن قول می دادند که کار خاصی را انجام دهند یا ندهند، دقیق طبق آن عمل می کردند امّا طرف مقابل که از خوی و سیرت لرها باخبر بود از آنها سوء استفاده می کرد و دست به پیمان شکنی می زد. برای همین بود که متجاوزین همه جامی گفتند که لرها آدم هایی ساده لوح و کم عقلند که به راحتی فریب می خورند و می شود دورشان زد توطئه ای که هنوز پابرجاست و برخی به آن معتقدند.
